رنگین کمانِ لبخندم
-
تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 22:04
"من" نوشت: غزال تیز پای آرزوی من بگذار صمیمانه به اعتراف بنشینم و همه ذرات وجودم اگر چه خاموش،به فریاد درآیند: که تو، ای بهترینِ بهترینِ بهترینِ من دلگرمی شیرین عمر من غمگسارِ نازک خیالم آبیِ زلال آرامشم آیینه ی تمام نمای آفریدگارم گوهری ناب و بی مانندی که من به بودنت و حتی به میزبانی خیالت در خاطرم...
دلتنگم و با هيچکسم ميل سخن نيست /کس در همه آفاق به دلتنگی من نيست
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 12:12
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تا صدف قانع نشد پر دُر نشد...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 12:12
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
يار بي پرده از در و ديوار در تجلی است يا اولی الابصار..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 12:12
پیامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) : وقتي بندهاي گفت: «لاحول ولاقوة الا بالله» همانا سرنوشت خود را به خدا واگذار كرده است بنابراين برخداوند است كه او را كفايت نمايد (و همه نيازهاي او را برآورده سازد) من نوشت: "غیر ممکن ها" آفت ایمان و همت و امیدند باورشون نمیکنم. + نوشته شده توسط گمشده ی کسی نیستم |
ای کاش به من برگردی...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 16:21
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
گر یاد این شکسته کنی کی بود غریب؟
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 16:21
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
از بهر چه بی خویشتنم می داری؟
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 16:21
عطار:اي کاش دلم را سر آهی بودیجان را ز وصال تو پناهی بودیگرچه شده ام چون سر موئی بی توباری سر مويی به تو راهی بودیمی نشناسد کسی زبان من و توبيرون ز جهان است جهان من و تودايم چو تو بامنی و من با تو به همدوری ز چه افتاد ميان من و تو؟ گه قصد دل ممتحنم می داری گه عزم به خون ريختنم می داری چون می دانی که...
با آنکه جز سکوت جوابم نمی دهی..
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 16:21
قیصر امین پور: با تيشه ی خيـــــــال تراشيده ام تو رادر هر بتی كه ساخته ام ديده ام تو رااز آسمــان بــه دامنـــــــــم افتاده آفتاب؟يا چون گل از بهشت خدا چيده ام تو راهر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغمن از تمــــام گلهـــــــا بوييده ام تـــــــــــو را رويای آشنای شب و روز عمــــر من! در خوابها...